جمعى از نويسندگان

506

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

هرگز از گفتن لطيفه و نكات خنده دار دست نمى كشيدند و با صداى بلند مى خنديدند تا جايكه هر كس از آنجا رد مى شد تصوّر مى كرد كه در آنجا عدّه اى خوشگذرانى مىكنند . سپس ايشان فرمود : بايد با مردم با رويى گشاده برخورد كنى و سينه ى خود را بر روى آنها باز كنى وآنچنان با آنها مواجه شوى كه گويى جز ديدن آنها غمى ندارى . » در اينجا آيت اللّه قاضى قدرت عبادى خويش را در شب زنده دارى شب سرد زمستان و اندوهش را در دل تاريكى شب به دور از چشم مردم و چهره ى متبسّم خويش را در ميان مردم به نمايش مىگذارد . طبق اين حيث مولا ايشان مومن اند و قرآن چه زيبا مومنين را توصيف مىكند : « همانا مومنين به فيروزى و رستگارى رسيدند و بهشت فردوس منزلگاه ابديّشان است . » علّامه طباطبايى نيز مانند استاد ، خود را هم قافله ى با مومنين مىكند ، آيت اللّه ابراهيم امينى مى فرمايد : « من سى سال با علّامه طباطبايى حشر و نشر داشتم و در درس ايشان شركت ميكردم حتّى درجلسات خصوصى هم حضور داشتم . به ياد ندارم كه در طول اين مدّت حتى يك مرتبه هم عصبانى شده باشد و بر سر شاگردان داد بزند يا كوچكترين توهينى بر سر زبانش جارى شود . خيلى زود با افراد انس ميگرفت و صميمى مى شد . با هركسى حتى كوچكترين طلاب چنان انس مى گرفت كه گويى از دوستان صميمى اوست و هيشه ابراز محبّت مى نمود . استاد علّامه بسيار با عاطفه و مهربان بود و دوستانش را از ياد نمى برد . » ج ) ساده زيستى و با عزّت زندگى كردن : ساده زيستى در تمام امور انسان ، مىتواند خود را جاى دهد در خانه ، لوازم زندگى و در لباس و . . . زمانى كه يك انسان مى خواهد درد مردم يك جامعه را بفهمد و در مقام حل آن در آيد بايد در سطح مردم فقير آن جامعه زندگى خويش را اداره و طى كند . يك عالم زمانى مىتواند نشر معارف الهى را بدهد كه سطح زندگيش در حدّ قشر ضعيف مردم باشد . پيامبر گرامى اسلام در راه تبليغ اسلام وضع مالى چندان خوبى نداشتند و پناهگاهى دائمى براى مردم محروم و ضعيف بودند . و به ساده زيستى و قناعت هميشه سفارش مى كردند . آيت اللّه قاضى به عنوان يك عالم عارف و پناهگاهى براى مومنين زندگى خويش را به صورت فقيرانه مى گذراند و از اين فقر با مباهات ياد ميكرد و ميگفت : « وقتى چيزى ندارم احساس نياز بيشترى به خدا ميكنم التفاتم به خدا بيشتر است و خدا هم به من توجّه بيشترى دارد . » در وصف خانه ى ايشان آمده : كف منزل خالى از هر فرشى بود و تنها يك گليم نايلون خوش رنگ در آن انداخته شده بود و آن را هم عموى ايشان برايشان فرستاده بود و چون